الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

37

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

( تهذيب ) وعبارت سيد در ( تنزيه الأنبياء ) استشمام واستشعار اين معنى توان كرد . واز جمله آنچه گفتين ظاهر شد كه قول بكفر ووجوب اجتناب فعلى از مطلق أهل خلاف مسرحى در وادى تحقيق ندارد ، اگر چه صاحب ( حدائق ) قدس سره به اصرار بليغ متصدى اثبات أو شده به طايفه‌اى از اخبار وكلمات فقهاء اخيار اعتضاد كرده ، كه اگر دليل بر خلاف مدعاى أو نباشد لا أقل دلالت بر مقصود أو ندارند يا اقبل تأويلند به توجيه قريبى ، وبا اين همه طعنهاى بليغ وتعريضات اكيده بر متأخرين كرده بر وجهي كه نه شايسته فضل أو است نه زيبنده مقام منيع ايشان ، وبسط كلام در اين مقام بر ذمت كتب مفصله است ودر اينجا لمعه‌اى از اين مسألة بيشتر مقصود نبود والله الموفق . على الجملة از مجموع آنچه در اين فايده تحقيق وتقرير كرديم معلوم شد كه كفر محاربين سيد الشهداء عليه السلام كه در فقره " من نصب لك الحرب " اشاره به ايشان شده از مسلمات است ، بلكه اين معنى از ضروريات مذهب شيعه است وحاجت به استدلال ندارد ، چه علاوة بر اينكه اين محاربه اماره نصب است ، وأو خود على التحقيق سببي است مستقل براي كفر اين طايفه از خوارج هم هستند واز فئه باغيه‌اند ، وخروج بر امام وهتك احترام أو وتصدى قتل وسفك دم مقدسش هر يك بالاستقلال بر اى كفر سببي است كه اين عناوين در محاربين سيد الشهداء عليه السلام مجتمع است ، وحاجت نيست در اثبات كفر اين طايفه بلكه طايفه سابقه كه مطلق نواصب باشند كه ارجاع به مسألة انكار ضروري كنند ، چنانچه از بعض أساطين ظاهر مىشود ، چه مسألة انكار ضروري كنند ، چنانچه از بعض أساطين ظاهر مىشود ، چه مسألة كفر منكر ضروري محل خلاف است كه آيا از جهت موضوعيت است يا به سبب كاشفيت . وطايفه‌اى از كبراى محققين متأخرين مثل مقدس اردبيلي وفاضل هندي وجمال المحققين ومحقق قمى وأستاذ اساتيد عصر در ( رسائل ) وغير ايشان قدس سرهم